
کی گفته تو ایران آزادی بیان نیست؟!
هست خوبش هم هست هر کس آزاد است هر جور دلش خواست فحش و بیراه بارت کند و هیچکس به هیچکس به هر نحوی که خواست تعرض به روحت را بر خود روا بداند و هیچ که هیچ !
فرقی هم نمیکند بالا سر که باشد؟ کافی است کمی صدایش خش دار تر سهمگین تر!
دست بردارید از این فرهنگ سر تا پا مزخرف پسر پروری از این میدان دادن های بیخود از این دعوت به سکوت کردن دخترانتان برای حفظ کدام آبرو؟ همانی که به راحتی به دست پدران و برادران هتک میشود؟ همین نهایت غیرت است که نامزد فسقلی دخترتان که هنوز فرق حیا با سکوت را نمیفهمد دستش را بگیرد و بنشاندش که مباد چشمان نامحرم بر اندامی که زیر چارقد هایی از جنس زور پنهان کرده اند نیفتد.
مردی که جرات ندارد حضورش را اعلام کند زنش را در پستو نگه میدارد.
خوشم از آن روزگاری که مردی با صلابت دست همسرش را بگیرد و در چشمهایش بنگرد و برقصد و برقصاند ،ببیند که هیچ مردی جرات تعرض ندارد چون تزلزلی نمیبیند ، ایمان زن را با نا اعتمادی میگیرید. هتک حرمت کلامی میکنید ! فحش میدهید و تنها کاری که نمیکنید احترامی است که سالهاست از این جنس دریغ شده.
شما برای هرگونه فحاشی آزادید چون قانون مردانه ای داریم که سر تا پا حامی شماست.
بتازید ولی آگاه باشید که دوران شما هم به سر خواهد رسید .
پ.ن: من دخترانی دیدم با لباسهایی چسبان با روسریهایی شل که روی صندلی های جشن عروسی با میخ نگاههایی از جنس مردانگی نوظهور میخکوب شده بودند.
پ.ن۲:نه خیر جانم! فحش بدهی، علیه من مرتکب خشونت کلامی شدهای، امنیت و آسایش روانی مرا به خطر انداختهای. تو چنین حقی نداری. تو آزاد نیستی چنین کاری با من بکنی.....
گرم است گرما بیداد میکند .
چنان در آغوشت میگیرند که از گرمایشان ذوب میشوی .
چنان در چشمانت خیره میشوند که گویی بار آخر است که میبینشان.
خیسی ! خیسی از باران رحمت ،باران محبتِ چشمهای مهربانشان، همه متعلقاتت را میخواهی پشت همان در چوبی بگذاری و بیایی بگویی بیا ببین چمدان غصه هایم خالی است! پرش کن.
خالی که نمیشوی در هر رفت و آمدی در هرسرک و سرکشی، خیره نگاه کردنی، گفت و گویی است که هیچ کس نمیشنود.
بارانت نباریده خیسمان کرد.
حالا تو دیگر واژه نیستی کلمه نیستی پشت قاب فلزی برایم شکلک غش و ضعف نمیفرستی تو دیگر دو نقطه دی نیستی ! تو حتی دو نقطه پرانتز بسته هم نیست تو خودتی، دو نقطه خط صاف.
پ.ن: به این میگن حضورپررنگ وبلاگی!مرسی از مهمان نوازی دوستان عزیز وبلاگی که در سفر هم دست از این قرار وبلاگی بر نمیدارند
+و+
فرو کردن پای برهنه وسط حوض خاکی خاطره و دنبال مینا گشتن مینای تفاوتها مینای نرسیدن ها مینای عشقی که تنها جرمش، مذهبش بودو بس " مینای شهر خاموش"!
همون که پارسال ۱۵ مرداد نوشتم !![]()
پ.ن: تاریخ تکرار می شود.
به دوستمون میگن: تولدت چه روزیه؟ میگه :۵ آذر
میگن : چه سالی؟ میگه: هرسال!!!
همه ستمگران ، همه مفتخورها ، همه غواگران و همه فریب خوردگان که طرفدار "تا بوده چنین بوده" هستند خوب بدانند که که" چنین بوده اما چنین نخواهد بود " بچه های ما آنچه را که ما تحمل کرده ایم ، تحمل نخواهند کرد . ما از میان گل و لای و باتلاق مخوفی که سر راهمان بود دست وپا زنان خودمان را رهاندیم و بدینجا رسیدیم یکی از همین راهها گذشته و برای خودش زندگی دست و پا کرده میگوید :
-وقتی آدم ستعدادش را دارد ، موفق نبودن با وجود تلاش غیر قابل قبول است.
این حرفها دروغ محض است . در همین باتلاق مخوفی که ما از آن جان بدر بردیم ، آنها که فرو رفتند و غرق شدند چه شد؟رهایی ما نیز یک تصادف بود.
(عزیز نسین )
وا دادن به اتفاقاتی که در حدوث آن نقشی نداشتیم عین دست و پا زدن به هنگام غرق شدن است . این پیشانی نوشت ها هر چه باشند خوبند خیلی چیزها هستند اما همه چیز نیستند.
۱-سر ۱۰۰ تومان کرایه دعوا میشه !
دو-سر اینکه ۲۰۰۰ تومان خرد نداری یک راننده دیگه میگه برو به سلامت .
three-سر ۵۰ تومان گرون فروختن یک بطری آب یکی تهدید میکنه مامور گران فروشی میارم سرت.
کواترو-سریک بسته بادام زمینی مغازه دار میگه ندارین باشه قابل نداره.
بش- آقاهه داره با نون بربری میره اتوبوس هم پشت چراغ قرمزه ! راننده میگه: آقا یک لقمه نون به ما میدی ؟! مرده نصف نون رو میکنه با خنده میده به راننده اتوبوس.چراغ سبز میشه....
جفت شش-بلیط بازی های خانه کودک رو میگیری بچه نرفته گریه میکنه بر میگرده بلیطتت رو بهت پس میدهند.
هشل هفت- مسیری که با دویست و پنجاه تومن رفتی رو ۴۰۰ تومن برمیگردی میپرسی چرا میگن: گرمه !!! صبح اومدی خنک تر بوده هوا!
نه - هلاک این فاکتورهای انتخاب همسرم ! یعنی مامان آقا پسر محترم فقط از رو هیکل !تو استخر زنونه دختر پسند میکنه!!!!
حرف آخر: تو مطب یکی از بهترین دکترهای شهر نوشته بود :" مراجعین محترم در پرداخت حق العلاج آزادند"
رابطه ،عین بازی فوتبال توی وقت اضافه شده یا توپ زیر پای توئه یا نیست یا دفاع میکنی یا حمله!
گاهی هم شل میای و هم تیمی هات تشر میزنن که هوی! بهترین دفاع حمله است !
فول هم میکنی جفت پا میگیری خودت و اون یکی با سر میفتین زمین پا میشین خیلی جوانمردانه دست همو میگیرین بلند میشین باز دو دقیقه بعد انگار نه انگار دوباره تنه میزنین لباس همو میکشین ! حالا کی قراره تو این بازی برنده بشه معلوم نیست ! اصلا مگه رابطه برنده بازنده داره اصلا مگر چند وقت دیگه تو این دنیا هستیم ؟!
از این ارتباطات با منظور منزجرم !
بعضی ها همه تلاششان این بود که زیر خط خوبها اسمشان ستاره دار شود یک ستاره دوستاره ده ستاره ای که میشد خوش خوشانشان بود ولی مجسمه شده بودند، سکوت و لبخند ، من اما زیر لیست بد ها، با هزاران ضربدر از اینجا تا اونجا حتی مبصر شدن هم چاره نا آرامی هایم نبود.ضربدر ها از تخته سیاه بیرون میزد اما رییس تیم اغتشاش گران و آشوبیان و اعتراضیون و اپوزیسیون بودن برایم کافی بود ،محبوبیت تیمی.
تعداد ستاره هایی که به من میدهید برایم مهم نیست من برای ستاره گرفتن نمیجنگم برای جایزه های اجتماعی روی صورتم لبخند طراحی نمیکنم برایم خط میکشید مرز تعیین میکنید و نمیدانید که من از پشت خط های فرضی و مرزی از جهت مخالف فرار میکنم.