تبليغاتX
پونه





پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
آرامش در حضور دیگران
 

گریختن از چشم هایت مثل دست و پا زدن میان باتلاق است فروتر میروی!

سکوت را به همه ترفندهای رنگی مزین میکنی کادو می پیچی ! چراغانی میکنی .

یخ حضور را میشکنی و پیراهن تنهاییت را در آن میشویی.

دو فنجان چای، یک قوری لب پَر، تصویر مواجی روی شبکیه ای محصور.

تحدبی که کرویتی غلتان تولید میکند و بغض دوری.

  

+ نوشته شده در 19:33 توسط .




چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387
 

مطرب مهتاب رو هر چه شنیدی بگو!

 

مهتاب جان تولدت مبارک

+ نوشته شده در 19:21 توسط .




جمعه بیست و یکم تیر 1387
 

مرد چوب به دست در خیابان:

گوسفند زنده موجود است

مرد ماشین حساب به دست در خیابان فردوسی:

دلار و ارز خرید و فروش می شود.

زن چادر مقنعه ای که زل زل نگاهتون میکنه هم خواستگار نیست احتمال زیاد گشت ارشاد تشریف دارن.

+ نوشته شده در 11:59 توسط .




جمعه بیست و یکم تیر 1387
 

یکی گفت اووووووووووه مگه چند وقته همو ندیدین ؟

به شوخی گفتم سی سال !

ولی جدی بود سی سال ندیده بودمش!

+ نوشته شده در 11:53 توسط .




دوشنبه هفدهم تیر 1387
 

اندر حکایات حنا گذارون این که دست و پای داماد بخت برگشته را حنا نهند که به هر کجا قدم گذارد رد پایش ثبت شود!!

حکایت حنا بندان همون حکایت bachelor party یا آخرین مهمانی مجردی است که دوستان عروس و داماد در منزل خود برای عروس و داماد جشنی برگزار میکنند و او را به انواع لوازم لهو و لعب آلوده میکنند و بعد از آن در پاسی از شب گذشته، خانواده داماد با هدایا و سینی حنا به خانه عروس میروند و حنا به دستشان میگذارند و پابندشان میکنند.

 

این نوشته ناقص است در تکمیل آن کمک کنید (به سبک و سیاق ویکی پدیا)

+ نوشته شده در 15:2 توسط .




جمعه چهاردهم تیر 1387
 

ای نوش لبان چه زهر نابی بر من

ای رحمت دیگران عذابی بر من

دستم ندهی و دست تابی بر من

خورشید جهانی و نتابی بر من

+ نوشته شده در 10:47 توسط .




چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
 

مردایی که کارشون رو دوست دارند صبح اصلاح میکنند

مردایی که زنشون رو دوست دارند شب اصلاح میکنند.

 

+ نوشته شده در 23:10 توسط .




دوشنبه دهم تیر 1387
 

سی سال !

تاس میریزد شش و بش، گپ و گفت، گفتگو! حرفش که نمی آید ساکت است . دیوارهای فاصله قطورند.

لیوان کف کرده را بالا میبرد تلخی مطبوعی ته گلویش را قلقلک میدهد جفت یک می آید. انتظار آزار دهنده ای است . سی سال !

ته لیوان سرد است بوی یخچال میدهد به گونه اش میچسباند تا از گرمی و حرارت درونش بکاهد اما سردی رابطه، یخ فی ما بین، همانی است که میباید همانی است که می بود !تاس روی لبه می نشیندباید دوباره تاس بریزد .

ساعت ها کش می آید حرف ها کش می آیند ذهنت جایی است که حرفت آنجا نیست.

انقدر صبر میکنی که با لبخند شیرینش جفت شش می آید! 

 

 

 

+ نوشته شده در 9:26 توسط .




سه شنبه چهارم تیر 1387
همه مردان رییس جمهور
 

سارکوزی هم یکی عین بوش !

 

پ.ن: هر جا روی آسمان همین رنگ است .

باور کنید 

+ نوشته شده در 23:39 توسط .




یکشنبه دوم تیر 1387
فوتفال!!!
 

خوشم اومد از بازی ترکیه به قول آرش: ایولزززززززززززززج

+ نوشته شده در 1:5 توسط .